وزنه ای چند تنی از روی دوشم برداشته شد. خیلی ازدوستان این بار سنگین را به دوش نکشیدند که هر کدام دلیل خودشان را داشتند. مساله پایان نامه ارشد برای از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. از یکی از دوستان که دانشجوی دکتری بود در مرود نوشتن پایان نامه سوال پرسیدم و ایشان در جوابم گفتند: دانشجوی قبل از نوشتن پایان نامه با دانشجوی بعد آن متفاوت است. البته این برای کسی صدق می کند که خودش صفر تا صد کار را انجام داده باشد.
برعکس خیلی از دانشجویان که فرصت تقریبا 7 ماهه برای نوشتن و دفاع دارند 3 ماه بیشتر فرصت نداشتند و این سه ماه را با وجود تعطیلات تابستانه اساتید و عدم دسترسی دست به آن بزرگواران، محرم، فعالیت های فرهنگی و غیر چیزی حدود 1 ماه در نظر بگیرید. انتخاب موضوعی که حتی اساتید دیگر هم نام آن را نشنیده بودند و موضوعی تقریبا جدید و تازه بود کار را بسیار سخت می کرد اما هر چه بود تمام شد.
دیروز در جلسه دفاع استاتید نمره 18 از 18 را برایم در نظر گرفتند و کلی تعریف و تمجید که واقعا خودم را شایسته آن نمی دانستم. بعد جلسه به وزن مگسی رسیدم که در باد به این سو و آن سو می رود.(یاد آنشرلی افتادم یهویی)
حالا یا باید گام را محکم کنم برای دکترا یا دوره های آموزشی را تجربه کنم در حیطه مدیریت. اصل این است که تا آخر عمر لحظه ای از آموزش و یادگیری نباید دست کشید.
سلام
تبریک عرض می کنم آقای برزین،انشالله موفق باشید.