من همیشه برای کسانی که دوست دارند باهم رابطه ای داشته باشیم پیش شرط هایی می گذارم که شاید برایتان جالب باشد. من با اینکه در انتهای دهه سوم زندگی به سر می برم دوستانم را نوجوانان و جوانی شکل داده اند که توانسته اند لایه یِ امنیتیِ سختِ بودن در کنار یک فرد درونگرا را کنار بزنند. دوستانی که یا در سن بلوغ به سر میبرند یا کمی از آن فاصله گرفته اند و در برزخ این دوران طی طریق می کنند.
بشدت در روابط اجتماعی قانون مدار هستم. به هر کسی نزدیک نمی شوم. از کسانی که خیلی حرف می زنند فاصله می گیرم. حوصله ماندن طولانی در جمع را ندارم. فرقی نمی کند خانواده باشد یا دوستان. هر چند ساعت باید خلوتی جانانه را تجربه کنم. حرف زدن با خودم و آدم امنم را به هر کاری ترجیح میدهم. رایانه ام بهترین رفیق این سال ها بوده و آموزش بهترین تفریحم. کتابخوابم و خط خطی کردن کتاب را نوعی عشق بازی می دانم.
این من هستم. شوخِ اخمو، عصبانی مهربان، سریع الرضا با ذره بینی که از هر چند گاهی به شدت اضافه کاری می کند. تا می توانم از رفتن به جمع خودداری میکنم و شاید تنها جمعی که حالم را خوب میکند هیات و روضه سیدالشهدا علیه السلام باشد.
حالا میخواهم از شروط رفاقتم بگویم که شاید برایتان جالب باشد. شرط اول که خیلی خیلی خیلی مهم است. نماز اول وقت؛ این شرطی است که بچه ها خیلی خوب با آن کنار می آیند. راحت است البته نماز صبح را می شود خیلی سخت نگرفت چون مرده است و از دنیایی به دنیایی آمدن شاید کمی سخت باشد. وقتی با بچه ها حرف میزنم خودشان به ناگهان بدون اینکه سوالی بپرسم می گویند :«نماز صبح چی؟» . جواب فقط یک جمله است، با هم درستش می کنیم. گاهی برای بچه ها قرار های صبحگاهی میگذاریم. قرار با چه کسی ؟ قرار با کسی که می گویند دوستش دارند و حاضرند هر ساعتی که میخواهد برای دیدنش وقت بگذارند تا عادی سازی مسئله.
شرط دوم، رضایت پدر و مادر. بچه ها در سن بلوغ و انتقال از نوجوانی به جوانی کمی افسار بندگی پاره کنند و چموش بازی در بیاورند. اینجاست که نقش مربی که توانسته در دل نوجوان جا باز کند خودش را نشان میدهد. مربی میخواهد که خانواده از عملکرد نوجوان راضی باشد. هر از چند گاهی با خانواده ارتباط می گیرم. گاهی این ارتباط علنی است و نوجوان متوجه می شود و گاهی کاملا محرمانه و در سکوت رسانه ای. در اکثر موارد خانواده ها راضی بوده اند. شاید کمی نارضایتی باشد ولی برای خودشان جا افتاده است که در سن و سال نوجوان این موارد عادی است. جالب اینجاست که وقتی نوجوان از رضایت خانواده با خبر می شود خیلی تعجب میکند. (بعدا در مورد این موضوع حرف خواهیم زد)
شرط سوم طلبتان. در روزهای آتی به آن خواهم پرداخت.
کلمات کلیدی در متن مشخص شده اند.
چه سخت!
عجب جایگاهی برای خودتون قائل هستید:)